post-thumb

تحولات موسیقی در ایران

چکیده مطلب

اين مقاله گزارشی عمومی درباره جنبه‌های مختلف موسیقی در ایران از زمان ایجاد رادیو ایران در سال ۱۳۱۷ است. در این مقاله انواع آلات موسیقی رايج و مورد استفاده، انواع سبک‌های موسیقی، ایجاد مدارس موسیقی، و اجراهای مختلفی که موسیقی ایران را در ۸۰ سال اخیر شکل داده، مورد بررسی قرار گرفته است. این روایت همچنین بعضی از گرایشها و علائق فرهنگی که به محبوب شدن سبک‌های مختلف و موسیقی مردمی انجامیده را مطرح کرده است.

آغاز تحولات موسیقی در ایران همزمان است با آغاز نهضت مشروطه در اواخر قرن سیزدهم خورشیدی. تا آن زمان، گذشته از موسیقی های محلی، اجرای موسیقی کلاسیک ایران محدود بود به خانواده های ثروتمند که توان پرداخت هزینه های آن را داشتند. اکثریت مردم در روستاها می زیستند و موسیقی آنها موسیقیهای محلی و منطقه ای بود. به قول ادوارد براون در کتاب «مطبوعات و شعر در ایران مدرن» تأثیر آرمانهای مشروطه خواهی در شعر و ترانه (تصنیف) های آن روز به گسترش موسیقی و تحول آن یاری می رساند. از آن زمان است که همراه با تصنیفهای انقلابی، موسیقی کلاسیک ایرانی به میان مردم می رود. 1

موسیقی کلاسیک یا دستگاهی ایران که تا قبل از مشروطه همواره به صورت سینه به سینه نقل و حفظ می شد، از بعد از مشروطه و رسمیت یافتن آموزش موسیقی، به ویژه از بعد از تاسیس رادیو در سال 1317(1938 میلادی) صورت مدون بخود گرفت. در سال 1320 (1941 میلادی) ارکستر هنرستان موسیقی کنسرت هایی برگزار کرد و دوره جدید مجله موسیقی به ریاست روح الله خالقی منتشر شد. بعد از اشغال ایران در همین سال توسط نیروهای متفقین، فعالیتهای موسیقایی در حاشیه مسائل سیاسی و اقتصادی قرار گرفت. با این حال اجرای موسیقی در سینماها و تئاترها از رونقی نسبی برخوردار گردید. لیلا نیریز که از این دوران به عنوان «عصر تجدد موسیقی» در ایران نام برده است، می نویسد:

«در دوره پهلوی دوم، موسیقی به عنوان هنری مطرح بین طبقات مختلف جامعه گسترش بیشتری یافت و افراد زیادی از طبقات مختلف اجتماع موسیقی می آموختند. این در حالی بود که در شهریور 1320 (سپتامبر 1941) با اشغال تهران توسط متفقین امور اداری موسیقی تعطیل و به تعویق افتاد، استادان چکسلواکی که در هنرستان موسیقی تدریس می کردند مجبور به ترک ایران شدند. پس از آن و با روي كار آمدن دكتر عیسی صدیق اعلم، علینقی وزیری به جای غلامحسین مین باشیان به ریاست اداره موسیقی کشور منصوب گردید. وزیری در آن دوران نیز برای موسیقی ایران و موسیقی غربی دو برنامه آموزش جدا را تنظیم کرد. در واقع وزیری به احیای موسیقی ملی بسیار علاقه مند بود و در کنار آن موسیقی غربی را در نظر میگرفت.در سال 1323 (1944 میلادی) پیشنهاد حذف موسیقی ایران از برنامه دروس هنرستان مطرح شد؛ و موسیقیدانان جوانی که در اروپا تحصیل کرده بودند هدایت جریان موسیقی رسمی کشور را در دست گرفتند. با این حال برای حمایت از موسیقی ملی، روح الله خالقی موسیقیدان بزرگ، انجمن دوستداران موسیقی ملی را در اسفند 1323(مارس 1945 میلادی) تاسیس کرد و با بهترین نوازندگان آن عصر كنسرت هاي موفق بسیاری برگزار کرد. با گسترش این فعالیتها در سال 1325 مجله چنگ به صاحب امتیازی روحالله خالقی و سردبیری لطفالله مفخم منتشر شد.» 2

تحول در سبک های موسیقی

تا اواسط دهه 1320 خورشیدی موسیقی کلاسیک کم و بیش به شیوه سابق ادامه می یافت. غالب اجراها یا تکنوازی بود و یا با گروههای کوچک سه تا پنج نفره شکل می گرفت. سازهای مورد استفاده نیز به طور معمول، تار، سنتور، ویولون، تنبک و گاه پیانو بود. این روند کم کم جای خود را به ارکسترهای کوچک و بزرگی داد، که سازهای غربی و ایرانی کنار هم قرار می دادند تا به ترکیب مورد نظر خود برسند. این ترکیب که بعداً به ارکستر «گلها» معروف شد، نزدیک به 30 سال جلودار موسیقی ایران بود. شکل گیری مجموعه برنامه های گلها، مدیون تلاشهای داوود پیرنیا در مدیریت رادیوی آن زمان بود. ارکستر گلها از مجموعه سازهای غربی، سازهای خانواده ویولون، کلارینت، فلوت و پیانو را در اختیار داشت و از سازهای ایرانی، فقط تار و تنبک این شانس را یافته بودند تا در تولید موسیقی آن دوره نقشی بازی کنند.

پیانو در این دوره رونق بیشتری یافت. اما شیوه استفاده از آن به دلیل نداشتن برخی فواصل خاص موسیقی ایرانی، کمی رنگ و بوی غربی داشت، و نوازندگان پیانو فقط قادر بودند دستگاههای خاصی از موسیقی ایرانی مثل ماهور، بیات اصفهان و تا حدودی همایون را بنوازند. مرتضی محجوبی به همین دلیل کوک پیانو را تغییر داد و موفق شد بخشهایی دیگر مثل آواز افشاری، آواز دشتی، آواز بیات ترک، دستگاه سه گاه و … را نیز با پیانو بنوازد.

در سال 1326 اداره هنرهای زیبا به ریاست روحالله خالقی تاسیس شد و ایشان در سال 1328 (1949 میلادی) موفق به تاسیس هنرستان موسیقی ملی گردید. در این هنرستان سازهای ایرانی تدریس می شد. دانش آموزان از کلاس چهارم ابتدایی وارد هنرستان می شوند و بعد از هشت سال از هنرستان فارغ التحصیل می شدند. در این هنرستان بهترین استادان موسیقی وقت از قبیل ابوالحسن صبا، موسی معروفی، حسن تهرانی، بنان حسینعلی وزیری تبار تدریس می کردند و هنرمندان بزرگی همچون هوشنگ ظریف و ارفع اطرایی و جلال ذوالفنون در دوره ریاست خالقی در سالهای(1338-1328) (1949 – 1959 میلادی) در این هنرستان تحصیل کردند.

پیشروان موسیقی دستگاهی

یکی از پیشروان موسیقی دستگاهی در دوره رادیو، ابوالحسن صبا بود که هم آموزشهای دوره قدیم را درک کرده و هم با ساز و کار موسیقی ارکستری آشنا بود.. شاگردان او مانند همایون خرم، فرامرز پایور، حسین تهرانی، حسن کسایی، فرهاد فخرالدینی، رحمت الله بدیعی و علی تجویدی در سالهای بعد عموماً سکاندار حرکتهای پیش رونده بودند.

در دهه 1330 تکنوازی همراه با دکلمه اشعار کلاسیک فارسی طرفداران زیادی یافت و تکنوازان شاخص آن دوران چون ابوالحسن صبا (ویولون)، احمد عبادی (سه تار)، علی اصغر بهاری (کمانچه)، جلیل شهناز (تار)، همایون خرم (ویولون)، پرویز یاحقی (ویولون)، حسن کسایی (نی)، فرامرز پایور (سنتور)، حسین تهرانی (تنبک)، امیر ناصر افتتاح (تنبک)، رضا ورزنده (سنتور) و مجید نجاهی (سنتور) بودند. این شیوه باعث سیطره بی چون و چرای سازهای خانواده ویولون و دیگر سازهای غربی بر موسیقی ایرانی در این دوره و انگیزه ای شد تا جمعی از موسیقیدانان، پژوهشگران و سازندگان ساز به سمت ارکستراسیون خالص ایرانی متمایل شوند.

از سال 1341 خورشیدی (1962 میلادی) به بعد جریانی از موسیقی ایرانی به تدریج شکل گرفت که توجه ویژه ای به احیای سازهای مهجور و حتی گمشده موسیقی قدیم ایران داشت. در این دوره در کارگاه ساختِ ساز در وزارت فرهنگ و هنر، تجربه های متفاوتی صورت گرفت. پیرو این حرکت، موسیقیدانی به نام مهدی مفتاح گروه بزرگی از سازهای ایرانی موجود و همچنین احیا شده را تشکیل داد. اما در عمل چندان موفق نبود، اما چند سال بعد فرامرز پایور یکی از شاگردان مکتب موسیقی ابوالحسن صبا، تجربه مهدی مفتاح را بار دیگر تکرار کرد و موفق شد گروه نوازی با سازهای ایرانی را رونق دهد. وی به جای آن که تغییر صد در صدی در الگوی ارکستراسیون آن زمان بدهد، گروهی از سازهای خانواده ویولون را در کنار برخی سازهای ایرانی مثل تار، سنتور، نی، کمانچه و تنبک قرار داد. و کم کم از عود و ساز بازسازی شده ای به نام قیچک نیز در گروه نوازی جدید استفاده کرد.

پایور در طول بیست سال پس از این نوآوری، به تدریج از حضور ویولون ها کاست تا جایی که در اواخر دوره بازگشت، تمام سازهای گروه پایور ایرانی بودند. از ویژگیهای موسیقی او، تنظیمهای چند بخشی ویژه موسیقی ایرانی بود، به طوری که در مجموع صدای غربی به گوش مخاطب نمی رسید. اما در دوره پیش از وی، تنظیمهای ارکستری علینقی وزیری چنین نبودند و گاه نوع ترکیب صداهای متفاوت، باعث تداعی هارمونی غربی در گوش مخاطب ایرانی می شد.

شکل گیری گروه های موسیقی با ترکیب سازهای صد در صد ایرانی، بر میل به بازآفرینی ترانه های محلی نیز افزود. فرامرز پایور با استفاده از گروه نوازی ابداعی خود، برخی ترانه های محلی خراسان را با کمک خواننده ای برخاسته از همین دیار بازآفرینی کرد و کارش بسیار مورد توجه عموم قرار گرفت. خانم سیما بینا که اصالتاً بیرجندی بود، موفق شد چندین ترانه معروف خراسان را با همراهی گروه پایور به گوش مردم ایران برساند. ویژگی برجسته این ترانه های بومی آن بود که غالباً ریتم لنگ داشتند و تا آن موقع موسیقی شهری ایران با چنین ریتم هایی آشنا نبود.

موسیقی ارکستری

موسیقی ارکستری به سبک موسیقی کلاسیک غربی هم از دهه 1320 در ایران شکل گرفت. در این دوره برای نخستین بار نسلی از آهنگسازان ایرانی به وجود آمدند که آفرینش هنری آنان گاه کاملاً غربی و گاه در فضایی دوگانه ایرانی و غربی بود. از آهنگسازان شاخص این دوره می توان از روبیک گریگوریان، حشمت سنجری، امین الله حسین، مرتضی حنانه، ثمین باغچه بان، حسین دهلوی، هوشنگ استوار و امانوئل ملک اصلانیان نام برد. 3

موسیقی ملی - میهنی

اشغال ایران توسط متفقین باعث تحولی دیگر در عرصه موسیقی شد:

«… هنرمندان حوزه شعر و موسیقی ایرانی واکنش نشان دادند و نخستین اعتراض آنها در قالب یک سرود ملی- میهنی جلوه گر شد. این سرود با شعری از دکتر حسین گل گلاب و آهنگ روح الله خالقی برای نخستین بار در 27 مهر 1323 خورشیدی (18 اکتبر 1944 میلادی) در دبستان نظامی تهران در حضور تعدادی از خارجیان اشغالگر به اجرا درآمد و چون شعر و آهنگ آن بسیار جذاب و گیرا بود؛ از سوی وزیر فرهنگ وقت، مقرر شد نسخه ای از آن ضبط شود و هر روز از رادیو به گوش مردم برسد. سرود معروف ای ایران در ابتدا با اجرای گروه کر صورت گرفت ولی بعدها توسط خوانندگانی مانند، غلامحسین بنان، حسین سرشار، اسفندیار قره باغی و رشید وطن دوست به صورت کر و تکخوان نیز به اجرا درآمد. این سرود با گذشت سالهای متمادی و تحولات عظیم سیاسی و اجتماعی، هیچ گاه اعتبار خود را از دست نداد…» 4

موسیقی عامه پسند و پاپ

جریان موسیقی عامه پسند در ابتدا از نظر ترکیب سازهای مورد استفاده، همانند موسیقی دستگاهی بود. گاه خود موسیقی، چندان رنگ و بوی عامه پسند نداشت و فقط کلامش تفاوت قابل ملاحظه ای داشت. معمولاً سازهای مورد استفاده در آن نوع موسیقی تار، ویولون و تنبک بودند. غالب خوانندگان این نوع موسیقی در کافه ها کار می کردند. گاه خوانندگان موسیقی هنری نیز به خواندن تصانیف عامه پسند می پرداختند که جواد بدیع زاده سرشناس ترین آنهاست. در کنار موسیقی عامه پسند ایرانی، نوعی از موسیقی عامه پسند نیز شکل گرفت که از انواع موسیقی غربی بهره می برد. چهره های شاخص این نوع موسیقی محمد نوری، ویگن دِردِریان و حسن گل نراقی بودند. پیروان این نوع موسیقی کاملاً بر اساس گامهای تعدیل شده غربی حرکت می کردند و بنابراین در آثار آنها هیچ نشانی از برخی الحان موسیقی ایرانی شنیده نمی شد. حتی ملودی هایی که رنگ و بویی کاملاً ایرانی داشتند، در نگاه ایشان با تغییرات گسترده اجرا می شدند. در کنار این نمونه های غربی گونه، انواعی از موسیقی عامه پسند نیز با اتکاء بیشتر به عناصر موسیقی دستگاهی و استفاده از سازهای ایرانی و گاه سازهای غربی به وجود آمد. خوانندگانی چون اکبر گلپایگانی (گلپا)، هایده، مهستی، حمیرا و حسین خواجه امیری معروف به ایرج از این دسته اند. جریان موسیقی عامه پسند ایرانی در اوایل دهه 1350 با ظهور آهنگسازانی مانند منوچهر چشم آذر، واروژ هاخباندیان معروف به واروژان و بابک بیات، شکل متفاوتی پیدا کرد. عمده ابزار و مواد مورد استفاده این جریان، ساز و کار موسیقی غربی بود و ارتباط کمی با ویژگیهای موسیقی سنتی ایران داشت. ولی شیوه پرداخت آثارشان چنان بود که به سرعت مورد توجه عموم قرار گرفت و به عنوان یک الگوی موفق طرفداران زیادی پیدا کرد. این جریان موسیقایی کم کم در بین توده ها با عنوان پاپ شهرت یافت و سالهای بعد نیز غالب آثار عامه پسند موسیقی ایرانی، با همین عنوان شناخته می شدند. شاخص ترین خوانندگان این شیوه، فائقه آتشین معروف به گوگوش، ابراهیم حامدی معروف به ابی، فریدون فروغی، کوروش یغمایی و فرهاد مهراد بودند. با وقوع انقلاب اسلامی در سال 1357 خورشیدی (1978 میلادی) پرونده موسیقی عامه پسند به سبک غربی برای مدتی حدود 15 سال در داخل کشور بسته شد و در دوره های بعد بر اساس معیارهای روز و گاه تأثیر پذیری از ادوار گذشته بار دیگر به حیات خود ادامه داد.

موسیقی محلی

دکتر سپنتا درباره گردآوری موسیقی های محلی می نویسد:

«یکی از اولین گام هایی که برای گردآوری موسیقی محلی برداشته شد توسط ابوالحسن صبا بود. او در سفر به گیلان و در ماموریت بعدی در سِمَت مدیریت مدرسه صنایع ظریفه رشت به جمع آوری آهنگهای محلی شمال پرداخت. صبا با اسب و قاطر به کوههای صعب العبور عمارلو، دیلمان و اسپیلی می رفت و آنچه نوازندگان محلی می نواختند یا از نی چوپانان می شنید به خط نت یادداشت می کرد. یکی از نوازندگان محلی عمارلو به نام فیض الله، نوازنده کمانچه، روایت کرده است که صبا در آن محل تمام وقت خود را صرف یادداشت آهنگهای محلی می کرد و آن چه آن نوازنده می نواخت بعد از نت نویسی با حالتهای اصلی عین آن را با ویولن اجرا می کرد.

گام بعدی اقدامات لطف الله مبشری است که سالهای متمادی به گردآوری آهنگهای محلی همت گماشت و در سال 1323 کتاب آهنگهای ساحل دریای مازندران با مقدمه روح الله خالقی و در سال 1338 پانزده ترانه از آهنگهای محلی گیلان و تعداد زیادی مقاله در همین زمینه را چاپ و منتشر کرد. از سالهای حدود 1335 نیز آرشیوی به نام صد خانه ملی به همت مبشری در اداره هنرهای زیبای کشور ایجاد شد که وظیفه اش گردآوری و حفظ ترانه های محلی بود. به طور کلی موسیقی دانان زیر در زمینه گردآوری و استفاده از آهنگهای محلی کوشش کرده اند: ابوالحسن صبا، روح الله خالقی، لطف الله مبشری، حسین ناصحی، فریدون فرزانه، ثمین باغچه بان، غلامحسین غریب، علی محمد خادم میثاق، امین شهمیری، فوزیه مجد و دکتر محمد تقی مسعودیه.» 5

نگرش انقلاب اسلامی به موسیقی

انقلاب اسلامی بعد از پیروزی بر اساس آموزه های دینی زمینه های موسیقیایی را به تعطیلی کشاند. لیلا نیریز در رابطه با وضعیت موسیقی و موسیقیدانان در دو دهه اول انقلاب اسلامی می نویسد:

«بعد از وقوع انقلاب اسلامی و پیروزی آن در بهمن 1357 (فوریه 1979 میلادی) تغییرات سریع در نهادهای اداری و در بنیانهای سازنده فرهنگ جامعه آغاز شد و در راستای تغییرات نظام، تمامی امور تولیدی، پژوهشی و اجرایی موسیقی متوقف شد. در این زمان تنها گروه شیدا به سرپرستی محمدرضا لطفی و با همکاری هنرمندانی چون حسین علیزاده، پرویز مشکاتیان، شهرام ناظری، ومحمدرضاشجریان فعالیت می کردند. همچنین این افراد با همکاری گروه عارف آثاری تولید می کردند که موسیقی انقلابی آن زمان بود ولی در کل موسیقی در حال انحلال و اضمحلال بود. تعطیلی مراکز آموزشی موسیقی حدود ده سال طول کشید و در این بین نوازندگان زیادی بازنشسته یا گاه بازخرید شدند یا مهاجرت کردند. 6

تحول موسیقی ایران در دوره جمهوری اسلامی را باید به قبل و بعد از فتوای آیت الله خمینی درباره حلالیت «موسیقی غیر لهوی» در 1367 تقسیم کرد.

از این زمان به بعد باب آموزش و ترویج موسیقی باز شد و هنرمندان فعال تر شدند. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نخستین فصلنامه تخصصی موسیقی را با عنوان آهنگ منتشر کرد. و در سالهای 1369-1370 (1990 – 1991 میلادی) به بعد رشد تولیدی موسیقی با حمایت رسمی تالار اندیشه حوزه هنری ابعاد بی سابقه ای یافت: جشنواره های تخصصی فراوان از جمله جشنواره نی نوازان، سنتور نوازان، فجر، موسیقی جوان ،هفت اورنگ ،آینه و آواز و جشنواره موسیقی حماسی برگزار شد. از آن پس هنرستانهای موسیقی بازگشایی شدند و با حضور جوانان نوازنده گروههای موسیقی وسیع تر شدند. تعداد کتابهای چاپ شده در این دوره اعم از نت یا متن و موسیقی با کتاب های چاپ شده در شصت سال پیش از آن برابری میکرد. بخش موسیقی دانشکده هنرهای زیبا وابسته به دانشگاه تهران نیز در سال 1367(1988 میلادی) بازگشایی شد و متعاقب آن دانشگاه هنر و دانشگاه آزاد به همت شریف لطفی و دكتر حسن ریاحی افتتاح شد.

موسیقی مذهبی

موسیقی مذهبی در دوران جمهوری اسلامی تغییرات محسوسی را تجربه کرد. در ابتدا مانند دوره های پیشین به مقدار زیادی با موسیقی دستگاهی ایران نسبت داشت ولی به تدریج از انواع موسیقیهای مذهبی بومی به ویژه از جنوب کشور و در ادامه از موسیقی های همسایه مانند عربی و ترکی تأثیر پذیرفت. وقوع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در سال 1359 خورشیدی (1980 میلادی) نیز مضامین جدیدی را به این نوع موسیقی افزود….

«گرایش به استفاده از موسیقی عربی در اجراهای مذهبی ایرانیان، از گذشته های نه چندان دور وجود داشت ولی بیشتر محدود به مناطق مرزی بود و در سطح کشور خیلی پر رنگ نبود. اما در این دوره به دلیل گسترش مناسبات فرهنگی و رسانه ای از یک طرف و همچنین تحولات سیاسی کشور که نزدیکی بیشتری به کشورهای عرب زبان را توصیه میکرد، کم کم حجم موسیقی عربی در محافل مذهبی بالا رفت. برای مثال یکی از مقامهای موسیقی عرب موسوم به صبا که شباهتی به دستگاه شور ایرانی دارد، بسیار مورد توجه مجریان موسیقی مذهبی قرار گرفت. مقام صبا به شور عربی نیز شهرت دارد.»7

جنگ با عراق نیز تاثیر زیادی بر نوع موسیقی مذهبی گذاشت و این نوع موسیقی به مضامین مشترک حماسی- مذهبی تمایل پیدا کرد:

«دو چهره برجسته این دوره به نامهای صادق آهنگران و غلام کویتی پور با اجرای آثار متعددی از نوحه های مذهبی، تاثیر زیادی در شکل گیری و هدایت این نوع موسیقی داشتند. در واقع آنچه ایشان اجرا کردند، آثاری با محتوای مذهبی و حماسی بود. زیرا یک وجه آثارشان این بود که به تشویق نیروهای درگیر جنگ با دشمن مرزهای غربی ایران بپردازد و در عین حال ارتباط مستقیمی هم با مضامین سوگواری بزرگان دینی داشته باشد.» 8

سبکهای مختلف موسیقی در سه دهه آخر قرن

اما سیر موسیقی ایرانی در سبکهای مختلف آن از سال 1368 (1989 میلادی) به بعد را می توان به این ترتیب طبقه بندی و خلاصه کرد:

  • نوع گروه نوازی در موسیقی دستگاهی، تقریباً همان چارچوب دوره بازگشت را دنبال می کرد. با این تفاوت که تعداد نوازنده های هر گروه به طور محسوسی افزایش یافت و محدوده صداهای بم نیز با کمک سازهایی مثل تارباس، عود، قیچک باس و گاه ویلنسل تقویت گردید. بیشتر گروههای موسیقی ایرانی به بیان چند صدایی متمایل شدند و آهنگسازان این دوره متناسب با دانش و توان خود، سعی کردند علاوه بر خط اصلی ملودی، خطوط دیگری را به آهنگ بیفزایند.
  • وجود بازار آثار قدیمی از یک طرف و ضعف تدریجی آهنگسازان این دوره باعث گردید تا بازسازی کارهای قدیمی به یک جریان مسلط تبدیل شود. حتی موسیقیدانان تحصیل کرده به سبک غربی نیز جلوه های مختلفی از آثار قدیمی را با ارکسترهای ترکیبی ایرانی و غربی ارائه دادند.
  • در خصوص موسیقی تلفیقی، «جریان ترکیب و تلفیق موسیقی های مختلف که در جهان غرب تحت عنوان Fusion به راه افتاد، به موسیقی ایران هم سرایت کرد. بر این اساس، تجربه های مختلفی بین نوازندگان ایرانی با هنرمندانی از فرهنگهای هندی، ترکی و چینی صورت گرفت. عده ای نیز سعی بر تلفیق موسیقی ایرانی با گونه هایی از موسیقیهای عهد رنسانس اروپا، موسیقی جز Jazz و موسیقی دوره های کلاسیک و رمانتیک داشتند. معروف ترین چهره موسیقی تلفیقی در این دوره، یک نوازنده کمانچه به نام کیهان کلهر است که با نوازندگان چینی، هندی و ترکی تجربه هایی را پشت سر گذراند.

موسیقی ارکستری در این دوران وضعیت دیگری گرفت و با پشت سر گذاشتن شرایط تعطیلی و تحمیلی، به صورت دیگری جریان یافت:

  • گرایش به ایرانی سازی موسیقی ارکستری در دوره جدید خیلی پررنگ تر شد. سرود رسمی کشور که پس از انقلاب 1357 خورشیدی (1979 میلادی) تغییر یافته بود، در این دوره بار دیگر تغییر یافت و یک اثر سمفونیک بسیار کوتاه توسط دکتر حسن ریاحی ساخته شد. این سرود یکی از کوتاهترین سرودهای رسمی کشورهای جهان محسوب می شود.
  • گرایش به موسیقیهای ارکستری با ماهیت مذهبی، ملی، اسطوره ای و گاه حماسی یکی از ویژگیهای این دوره است. در واقع برخی نهادهای حکومتی اقدام به سفارش انواعی از موسیقی های سمفونیک کردند که نتیجه آن تولید آثار متعددی با عناوینی چون، سمفونی عاشورا، سمفونی پیامبر، سمفونی ایثار و غیره است.
  • همزمان با ساخت آثار سمفونیک مذهبی، تمایل به ساخت و اجرای آثار اسطوره ای برگرفته از شاهنامه فردوسی و آثار مشابه نیز در لایه هایی از هنرمندان جریان داشت. از جمله می توان به اپرای رستم و سهراب ساخته لوریس چکناواریان اشاره کرد.
  • جریان دیگری از موسیقی ارکستری به سمت کارهای مدرن روی آورد. چهره شاخص این حرکت، علیرضا مشایخی شاگرد مستقیم هانس یلینک Hans Yelinik و شاگرد غیر مستقیم آرنولد شونبرگ Arnold Schoenberg بود. وی بر اساس تفکر یاد شده، آثار زیادی را در فرم های ارکستری و تک نوازی پیانو ساخت.
  • شاخه ای از موسیقی ارکستری نیز در این دوره متوجه بازآفرینی نغمات بومی با همراهی برخی سازهای سنتی ایران و ارکستر غربی شد. اساس این نوع موسیقی، میدان دادن به یک یا چند ساز ایرانی بود به طوری که سازهای غربی صرفاً در پیش زمینه آن را همراهی می کردند. کامبیز روشن روان شاخص ترین چهره این نوع موسیقی به حساب می آید.

موسیقی زیرزمینی

چندین سال است که گروههایی از جوانان داخل ایران فعالیتهای موسیقایی خود را بر سبکهای مدرن و پست مدرن جهانی متمرکز کرده اند که به دلیل ممنوعیت اجرای آزاد آن به موسیقی زیرزمینی شهره شده است. جعفر پناهی در فیلم «کسی از گربه های ایرانی خبر ندارد»، بخشی از این فعالیتها را به تصویر کشیده است. رواج سبکهای مدرن راک و متال و… بخشی از فعالیتهای موسیقایی را در ایران دوره فعلی تشکیل می دهند. با گسترش رسانه های اجتماعی و ارتباطات اینترنتی اطلاعات اهل موسیقی در داخل ایران روزآمد شده و سبک و فرم های تازه ای را در بیان محتواهای اجتماعی و سیاسی عرضه می کنند. با این حال هنوز رسیدن به وضعیت مطلوب و پایدار کردن موسیقی مدرن و سنتی ایران در داخل و خارج کشور با توجه به سانسور حکومتی و ارزش گذاری های اعتقادی و سیاسی کردن عرصه های هنری، آینده ای غیرشفاف را در چشم انداز موسیقی ایرانی نشان می دهد.

  1. E.G. Browne, The Press and Poetry of Modem Persia, Cambridge University Press,1914, P.xvi.
  2. لیلا نیریز، «نگاهی به تاریخ تحول موسیقی ایران از دوران پهلوی تا کنون»، پایگاه انجمن علمی مدیریت فرهنگی هنری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران جنوب. نگاه کنید به سایت: http://kcam.blogfa.com/post/80
  3. نگاه کنید به: پایگاه مدرسه فارابی به نشانی: farabisoft زیر عنوان: سبک شناسی ایرانی، نمونه های 46 و 47
  4. همانجا، زیر عنوان موسیقی حماسی و میهنی، نمونه های 48، 49 و 50
  5. چشم انداز موسیقی ایران، ص365
  6. لیلا نیریز، «نگاهی به تاریخ تحول موسیقی ایران از دوران پهلوی تا کنون»، پایگاه انجمن علمی مدیریت فرهنگی هنری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران جنوب.
  7. نگاه کنید به: پایگاه مدرسه فارابی، زیر عنوان سبک شناسی ایرانی، موسیقی ایرانی به سبک بازگشت، نمونه 65.
  8. همانجا، نمونه های 70 و 72.

فهرست منابع

  • بزرگان موسیقی معاصر: http://www.aftabir.com/art/music/iran_music_history/contemporarymusic_musician.php
  • چشم انداز موسیقی ایران، ساسان سپنتا، تهران، نشر ماهور، 1382.
  • سبک شناسی موسیقی ایران- دوره رادیو http://hyperclubz.com/Main/Club.aspx?qClub=golestan&qCat=home-entertainment-gr3&qId=7217
  • سرگذشت موسیقی ایران، روح الله خالقی، تهران، نشر ماهور، 1390.
  • شرح بی نهایت- خاطرات مشترک آزرم (همسر فرهاد فخرالدینی) و فرهاد فخرالدینی، تهران، نشر قطره، 1392.
  • گفت و گو با فرزانه نکواصل تک، محقق تاریخ موسیقی در ایران، 1393.
  • گفت و گو با سودا خانم، محقق و خواننده اپرا و مدرس موسیقی، 1393
  • لیلا نیریز، «نگاهی به تاریخ تحول موسیقی ایران از دوران پهلوی تا کنون»، پایگاه انجمن علمی مدیریت فرهنگی هنری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران جنوب.

References

  • بزرگان موسیقی معاصر: http://www.aftabir.com/art/music/iran_music_history/contemporarymusic_musician.php
  • چشم انداز موسیقی ایران، ساسان سپنتا، تهران، نشر ماهور، 1382.
  • سبک شناسی موسیقی ایران- دوره رادیو http://hyperclubz.com/Main/Club.aspx?qClub=golestan&qCat=home-entertainment-gr3&qId=7217
  • سرگذشت موسیقی ایران، روح الله خالقی، تهران، نشر ماهور، 1390.
  • شرح بی نهایت- خاطرات مشترک آزرم (همسر فرهاد فخرالدینی) و فرهاد فخرالدینی، تهران، نشر قطره، 1392.
  • گفت و گو با فرزانه نکواصل تک، محقق تاریخ موسیقی در ایران، 1393.
  • گفت و گو با سودا خانم، محقق و خواننده اپرا و مدرس موسیقی، 1393
  • لیلا نیریز، «نگاهی به تاریخ تحول موسیقی ایران از دوران پهلوی تا کنون»، پایگاه انجمن علمی مدیریت فرهنگی هنری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران جنوب.


  1. E.G. Browne, The Press and Poetry of Modem Persia, Cambridge University Press,1914, P.xvi. ↩︎

  2. لیلا نیریز، «نگاهی به تاریخ تحول موسیقی ایران از دوران پهلوی تا کنون»، پایگاه انجمن علمی مدیریت فرهنگی هنری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران جنوب. نگاه کنید به سایت: http://kcam.blogfa.com/post/80 ↩︎

  3. نگاه کنید به: پایگاه مدرسه فارابی به نشانی: farabisoft زیر عنوان: سبک شناسی ایرانی، نمونه های 46 و 47 ↩︎

  4. همانجا، زیر عنوان موسیقی حماسی و میهنی، نمونه های 48، 49 و 50 ↩︎

  5. چشم انداز موسیقی ایران، ص365 ↩︎

  6. لیلا نیریز، «نگاهی به تاریخ تحول موسیقی ایران از دوران پهلوی تا کنون»، پایگاه انجمن علمی مدیریت فرهنگی هنری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران جنوب. ↩︎

  7. نگاه کنید به: پایگاه مدرسه فارابی، زیر عنوان سبک شناسی ایرانی، موسیقی ایرانی به سبک بازگشت، نمونه 65. ↩︎

  8. همانجا، نمونه های 70 و 72. ↩︎


Related Content