post-thumb

نمونه موفقیت و کارایی: داستان بهداشت عمومی در ایران

چکیده مطلب

شیده رضائی در این تحقیق می‌گوید اولین سازمان مربوط به بهداشت عمومی در ایران در سال ۱۲۸۳ شمسی برابر با ۱۹۰۴ میلادی ایجاد شد. رضائی در این مقاله گزارشی مستندي از مؤسسات بهداشت عمومی در ایران، به همراه تعداد دانشکده های پزشکی، بیمارستان ها، پزشکان و پرستاران را ارائه می‌دهد. شکل گیری سیاست های بهداشت عمومی و روند اجرای این سیاست ها نیز در این مقاله به دقت شرح داده شده. رضایی بخش قابل توجهی از تحقیقات خود را به زمینه های ایجاد و گسترش شبکه های بهداشت عمومی و ماموریت آنها در ایران مدرن اختصاص داده است. نویسنده در بخشی از تحقیق خود، فراتر از وصف مؤسسات و سیاست های بهداشتی، توضیح های مفصلی از رویه ها و فرآیندهای خاص همراه با ارزیابی هایی موشكافانه از آنها ارائه می دهد.

تاریخچه

تا پیش از 1283 شمسی (1904 میلادی)، برای مدیریت امور بهداشتی- درمانی و آموزش پزشکی در ایران، قانون و تشکیلاتی وجود نداشت. در آن سال، «مجلس حفظ الصحه دولتی» زیر نظر وزارت معارف آغاز به کار کرد. سرویس ها و خدمات این مجلس توسط 21 بیمارستان با 906 تخت به واجدان شرایط ارائه می شد. از این تعداد، 10 بیمارستان با 650 تخت را میسیونرها یا مبلغان مسیحی اداره می کردند. آموزش پزشکی در ایران، نخستین بار با تربیت پزشک در رشته پزشکی در مدرسه دارالفنون آغاز شد.[^1] پس از آن و در سال 1290 (1911 میلادی)، قانون طبابت در مجلس شورای ملی تصویب شد و به موجب آن، گروههای خاصی از مردم، مانند افسران ارتش و پلیس و کارمندان شرکت نفت ایران و انگلیس، از مراقبتهای بهداشتی و درمانی برخوردار می شدند.[^2] دایره المعارف اسلامی در آبان 1305 (اکتبر 1926 میلادی)، قانون «تمرکز موسسات صحّی مملکتی» به تصویب مجلس شورای ملی رسید و مطابق آن کلیه موسسات متولی سلامت فعال در آن زمان شامل موسسه «صحّی مملکتی و بلدی» و «صحیحه نظمیه» و «انستیتو پاستور» در یک اداره کل به نام «صحیه کل مملکتی» ادغام و متمرکز شدند. بر اساس همین قانون، مقرر شد که واحدهای وابسته به نظام سلامت از جمله، دارو و درمان در این اداره کل و به عنوان زیر مجموعه ای از وزارت کشور گرد آیند. رئیس کل اداره صحیه کل مملکتی مسئولیت اداره تمام حوزه های وابسته به سلامت از جمله تهیه و تدوین بودجه و ساختار تشکیلات آن را بر عهده داشت. نخستین کسی که به ریاست این اداره منصوب شد، سعیدخان لقمان الملک بود که در تاریخ 14 اسفند 1306(24 فوریه 1928 میلادی)، آغاز به کار کرد و در همان تاریخ، نام این اداره با تصویب فرهنگستان، به «اداره کل بهداری ایران» تغییر یافت.[^3] لازم به ذکر است که اداره صحیه ارتش تا سالها بعد به صورت مستقل به کار خود ادامه داد.

علاوه بر وزارت بهداری که مستقیما عهده دار تامین سلامت مردم به شمار می آمد،[^4] دو نهاد دیگر، سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی و جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران نیز، بار ارائه خدمات بهداشتی- درمانی به اقشار آسیب پذیر و کم درآمد جامعه را به عهده داشتند. جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران از سال 1301(1922 میلادی) و سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی از سال 1326 (1947 میلادی) آغاز به کار کردند. جمعیت شیر و خورشید سرخ هم در واقع نخستین سازمان خیریه ایران بود که وظیفه اصلی آن امدادرسانی حین حوادث غیر مترقبه بود. این جمعیت در سال 1301 توسط دکتر امیراعلم بنیان نهاده شد. هم پوشانی وظایف امداد رسانی با فعالیتهای بهداشتی درمانی، موجب شد که جمعیت شیر و خورشید علاوه بر احداث بیمارستان و درمانگاههای متعدد، عهده دار تهیه دارو و تجهیزات پزشکی، تربیت پرستار، نگهداری از کودکان بی سرپرست نیز باشد. نام این نهاد، پس از انقلاب 1357 به جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران تغییر یافت.

در ساختار کلاسیک ارائه خدمات بهداشتی- درمانی ایران و پیش از اجرا و گسترش نظام شبکه های بهداشتی (قبل از 1356-1977)، رکن اصلی واحدهای ارائه خدمات، بیمارستان ها، مراکز درمانی و ساز و کار تهیه و توزیع دارو بود و خدمات پیشگیری از بیماری ها جایگاه فرعی و کمرنگ تری داشت. این واحدها با مدیریت متمرکز وزارت بهداری در تصمیم گیری، برنامه ریزی و اختصاص منابع اداره می شد. وزارت بهداری و واحدهای تابعه، از بدو تاسیس تا امروز، کلیه امور وابسته به سلامت شهروندان و تهیه و تدوین قوانین نظارت بر کار پزشکان و کارکنان بهداشتی را بر عهده داشته است.

نظام ارائه خدمات بهداشتی درمانی (ساختار- تشکیلات- عملکرد)

لایحه تشکیل وزارت بهداری ایران، در شهریور 1320(اوت 1941) از سوی هیئت دولت، به مجلس تقدیم و در آبان ماه همان سال تصویب شد. [^5] به موجب ماده اول این قانون، ساختار تشکیلاتی وزارت بهداری شامل حوزه وزارتی، شورای عالی بهداشت، انستیتو پاستور، اداره کل امور اداری، اداره کل فنی، و اداره کل امور مالی بود.

در سال 1337 شمسی(1958 میلادی) قانون واگذاری امور بهداری به مردم تصویب شد و به موجب این قانون و اصلاحیه مصوب آن در سال 1343(1964 میلادی)، در شهرهای بزرگ، انجمن بهداری برای سر و سامان بخشی به وضعیت بهداشت و درمان شهرستان تشکیل شد. انجمن بهداری از اعضای زیر تشکیل می شد: رئیس انجمن شهر، شهردار، رئیس بهداری، رئیس دانشکده پزشکی، یک نفر از پزشکان، سه نفر از معتمدین بخش های شهرستان، مدیرعامل شیر و خورشید سرخ، و مدیرعامل سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی. دوره این انجمنها چهار سال بود. در عین حال، کلیه اعتبارات امور بهداری شهرستان ها، از محل بودجه مصوب وزارت بهداری برای هر شهرستان، کمک شهرداری ها و عواید وقفی، که به بهداری محل اختصاص داده شده بود، تأمین می گردید. [^6]

یک سال پس از آن تاریخ قانون تمرکز و هماهنگی امور درمانی کارمندان دولت نیز در خرداد 1344 (می 1965 میلادی) به تصویب رسید و پس از آن کلیه بناها، تاسیسات، تجهیزات و اعتبارات بهداشتی- درمانی وزارتخانه ها و ادارات دولتی و نیمه دولتی نیز در اختیار وزارت بهداری قرار گرفت. [^7] و بدین ترتیب، وزارت بهداری، نظارت کل و مدیریت و مراکز درمانی کشور را بر عهده گرفت. تصویب ساختار جدید وزارت بهداری تا اسفند 1347 (فوریه 1969 میلادی) طول کشید. ساختار مصوب، شامل پنج معاونت بود.

  1. معاونت طرح
  2. معاونت پارلمانی
  3. معاونت فنی
  4. معاونت اداری و مالی
  5. معاونت بهداشت و تنظیم خانواده

8 سال پس از آن و در سال 1355 شمسی (1976 میلادی)، خدمات رفاه اجتماعی، توانبخشی و تأمین اجتماعی، تنظیم خانواده و جمعیت، به وظایف قبلی وزارت بهداری افزوده شد و این وزارتخانه از بهداری به «بهداری و به زیستی» تبدیل شد. همزمان با این تغییر، دارایی ها و اعتبارات و تعهدات کارکنان سازمان خدمات درمانی و سازمان تأمین خدمات رفاهی و انجمن توان بخشی به وزارت بهداری و بهزیستی منتقل گردید. با پیاده شدن این تغییرات اساسی، پرونده ارتقاء منزلت نظام بهداشتی درمانی ایران از حکیم خانه های سنتی دوران قاجار به اداره کل صحی دوران پهلوی اول و تشکیلات منسجم و گسترده وزارت بهداری و بهزیستی سال 1357 (1978 میلادی) در مقطع انقلاب رسید. (ایران، قوانین و احکام، 1357)

سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی، در ششم اردیبهشت ماه 1326 به ریاست محمدرضا شاه پهلوی و نیابت ریاستِ اشرف پهلوی بنیان نهاده شد. هدف این سازمان؛ بهبود وضع بهداشت کشور از طریق، درمان بیماران نیازمند و بهبود وضعیت رفاهی آنان بود، که در کل سه حوزه اساسی را در بر می‌گرفت. این سه حوزه شامل؛ خدمات بهداشتی و درمانی، خدمات فرهنگی و آموزشی و خدمات اجتماعی بود.

پس از انقلاب، وزارت بهداری و بهزیستی، با ایجاد تغییراتی در ساختار وزارتی شامل، تغییر نام چند معاونت سابق و راه اندازی 7 معاونت جدید آغاز به کار کرد:

  1. معاونت بهداشت
  2. معاونت برنامه ریزی و تشکیلات
  3. معاونت درمان
  4. معاونت دارویی، غذایی و آزمایشگاهی
  5. معاونت بهزیستی
  6. معاونت اداری مالی، و
  7. معاونت هماهنگی آموزشی و پژوهشی

ساختار جدید تشکیلات، پس از طی مرحله آزمایشی، به تایید سازمان امور اداری و استخدامی کشور رسید. نخستین وزیر بهداری پس از انقلاب، دکتر کاظم سامی، روانپزشک بود. دوره کوتاه مدیریت او بر وزارت بهداشت از 28 بهمن 57 (17 فوریه 1979 میلادی) شروع شد و تا چند روز مانده به استعفای دسته جمعی اعضاء دولت موقت در 14 آبان 58 (5 نوامبر 1979 میلادی) طول کشید. دکتر سامی در طی این دوره، طرحی به نام «طب ملی» به هیات دولت ارائه کرد و خواستار تقدیم لایحه طب ملی به مجلس شد. این طرح به طور خلاصه عبارت بود از؛ برچیده شدن بیمارستان های خصوصی، الحاق بخش های درمانی منفک و مستقل به وزارت بهداری و بهزیستی آن زمان بود. در زمان وزارت دکتر سامی، علاوه بر الحاق 9 سازمان حمایتی و 7 مرکز درمانی سازمان زنان موفق شد که کلیه تاسیسات سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی، جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران و حتی آموزشگاه های بهداشت وابسته به آموزش و پرورش را علاوه بر سازمان انتقال خون و کلیه امکانات درمانی سازمانهای خیریه را طی لوایحی به وزارت بهداری و بهزیستی منتقل کند. بهزیستی در اسفند 59 (فوریه 1981 میلادی) مجددا از وزارت بهداشت جدا شد.

با این همه به رغم ادغامها؛ در سال های نخست پس از انقلاب، ساختار وزارت بهداشت و اهداف تشکیلات آن، دستخوش تغییر چندانی نشد و مشکلاتی از قبیل کمبود شدید نیروی انسانی بهداشتی، کمبود مراکز بهداشتی، کمبود دارو و ناهمگونی کمّی و کیفی برنامه های دانشکده های گروه پزشکی با نیازهای جامعه پابرجا بود. از اینرو و برای رفع این نارسایی، تعداد دانشگاه ها و دانشجویان پزشکی به سرعت افزایش داده شد. افزایشی که گرچه رقم فارغ التحصیلان رشته های پزشکی را افزایش داد ولی کیفیت آموزشی و نحوه توزیع پزشکان در مناطق محروم همچنان معضلی بر سر راه بود.

به همین دلیل و برای رفع کمبود نیروی انسانی بهداشتی، در سال 1364 (1985 میلادی) یعنی هفت سال پس از انقلاب، این وزارتخانه علاوه بر وظایف پیشین؛ برنامه ریزی، تدوین بودجه و تشکیلات، مدیریت و نظارت واحدهای وابسته به نظام سلامت - مراکز بهداشتی و درمانی، بهزیستی و امور رفاهی، آزمایشگاه ها، ایمنی غذا و دارو و داروخانه ها - مدیریت دانشگاه های علوم پزشکی را نیز عهده‌دار شده و نام آن از وزارت بهداری به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تغییر کرد. نام این سازمان از بدو تاسیس تا سال 1364 وزارت بهداری بود. قانون تغییر نام و ادغام دانشکده ها و مؤسسات آموزش عالی پزشکی با وزارت بهداری دانشکده ها و مؤسسات آموزش عالی پزشکی با وزارت بهداری در نهم مهر ماه 1364 (1 اکتبر 1985 میلادی)به تصویب رسید.

ادغام آموزش پزشکی در وزارت بهداشت، از بدو امر با مخالفت های زیادی در میان کارشناسان و نمایندگان مجلس روبروشد. مخالفان افت کیفی آموزش پزشکی را دلیل اصلی مخالفت خود می دانستند. مبنای این استدلال، عدم توانایی پزشکان شاغل در بیمارستان های وزارت بهداری در آموزش دانشجویان پزشکی و استاندارد پایین تر ِ بیمارستان های وزارت بهداری از لحاظ تجهیزات، ضریب اشغال تخت، چرخش بیمار و حوزه جغرافیایی محدود آن ها در ارائه خدمات بود. گروه موافق استدلال خود را بر آمار دسترسی مناطق محروم و نابرابری فاحش بهداشتی در کیفیت و کمیت ارائه خدمات در کشور استوار می کرد. آمار مورد اشاره، از ﺑﺮﺭسی توزیع جغرافیایی نیروی انسانی شاغل در بخش بهداشت و درمان به دست آمد و ﻧﺸﺎﻥ می داد ﻛﻪ ﺗﻮﺯﻳﻊ ﻧﻴﺮﻭﻫﺎی ﭘﺰشکی و بهداشتی در ﻛﺸﻮﺭ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﻧﺎﻣﺘﻌﺎﺩﻝ ﺍﺳﺖ. ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﺜﺎﻝ ﻭﺿﻌﻴﺖ ﺗﻮﺯﻳﻊ ﺳﻪ ﺭﺩه ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻧﻴﺮﻭﻫﺎ در سال 1360 (1981 میلادی) ﺑﻪ ﺷﺮﺡ ﺫﻳﻞ ﺑﻮﺩه ﺍﺳﺖ:

  • 87 درصد ﭘﺰﺷﻜﺎﻥ ﻣﺘﺨﺼﺺ ﺩﺭ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﻭ 5 شهر بزرگ، و 13 درصد بقیه ﺩﺭ ﺑﻘﻴﻪ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﻛﺸﻮﺭ فعالیت می کردند
  • 54 درصد ﭘﺰﺷﻜﺎﻥ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﺩﺭ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﻭ 5 شهر بزرگ و 46 ﺩﺭصد در ﺑﻘﻴﻪ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﻛﺸﻮﺭ
  • 66 درصد ﺩﻧﺪﺍﻧﭙﺰﺷﻚ ﺩﺭ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﻭ 5 ﺷﻬﺮ ﺑﺰﺭگ و 34 ﺩﺭصد ﺑﻘﻴﻪ در سایر ﻣﻨﺎﻃﻖ ﻛﺸﻮﺭ

آمار مربوط به ﺳﺎﻝ ۱۳۶۰ است و ﺩﺭ منابع وزارت بهداری تاکید شده که ﺗﻮﺯﻳﻊ نیروها و نابرابری دسترسی به خدمات بهداشتی،در سال های پیش از آن ﻧﺎﺭﺳﺎﺗﺮ ﻭ ﻧﺎﻫﻨﺠﺎﺭﺗﺮ بوده است.

پس از دو دهه که اجرای طرح ادغام آموزش عالی پزشکی در وزارت بهداشت، طبق آمار مندرج وزارت بهداشت و پروفایل ایران در سازمان جهانی بهداشت، نابرابری در توزیع نیروی انسانی سلامت و بهداشت - پزشکان، دندانپزشکان، پیراپزشکان، پرستاران و ماماها - کاهش یافته و در سال 1385 (2006 ميلادي)تفاوت توزیع نیروهای بهداشتی به کمتر از نصف رقم های بالا رسیده بود. تهران، گیلان، مازندران، خراسان، اصفهان و شیراز همچنان بالاترین میزان نیروهای متخصص را داشتند و در میان سایر استان ها یزد بالاترین درصد متخصصان پزشکی و سیستان و بلوچستان، کم ترین تعداد آن ها را در خود جا داده بود. ﺩﺭ زمینه بناها و تجهیزات، نابرابری شدیدتر است و ﺍﺳـﺘﺎﻥﻫﺎی ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ استان های ﻣﺤﺮﻭﻡ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ، ﻧﺴﺒﺖ ﺗﺨﺖ ﺑﻴﻤﺎﺭﺳﺘﺎنی ﻭ ﻧﺴﺒﺖ ﺁﺯﻣﺎﻳﺸﮕﺎه های طبی ﻭ ﺭﺍﺩﻳﻮﻟﻮژی ﺑﻪ ﺟﻤﻌﻴﺖ ﺗﺎ 3 ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ هستند.

طبق آمار معاونت درمان وزارت بهداشت در سال 1390(2011 میلادی) بیش از 900 بیمارستان فعال و 110 هزار و 846 تخت فعال وجود داشت. این آمار در آذرماه سال 1392(2013 میلادی) اعلام شد و خاطرنشان کرد که تعداد 250 هزار نفر پرستار در کشور برای ارائه خدمات بیمارستانی مشغول به کار هستند.

  1. تعداد کل تخت های آی.سی.یو در کشور 5413 تخت
  2. تعداد کل تخت های سی.سی.یو در کشور 4509 تخت
  3. تعداد تخت سوختگی در کشور 1055 تخت
  4. تعداد تخت روانپزشکی در کشور 7567 تخت
  5. تعداد تخت دیالیز در کشور 3985 تخت
  6. تعداد تخت های اورژانس در کشور 8040 تخت

طبق آمار همین معاونت در سال 1384(2005 میلادی) نیز، تعداد کل تخت های بستری بالغ بر 97600 تخت بوده است. بر پایه این گزارش در سطح بندی سال 93 تعداد تختهای بستری باید به 141219 تخت برسد. مقایسه این آمار با آمار مندرج در اطلاعات ‌نامه جهان که هر سال توسط سازمان سیا و به سبک سالنامه منتشر می‌شود، صحت و سقم آن را مورد قبول می کند.

تعداد دانشکده‌های پرستاری و مامایی کشور نیز در همین سال، 82 دانشکده و جمع مراکز تربیت پرستار در کشور 160 مرکز اعلام شده است. [^8]

با توجه به اطلاعات موجود، می توان عمده ترین تفاوت ساختار و عملکرد نظام بهداشتی- درمانی ایران در 2 مقطع مورد نظر این بررسی، به صورت اجمالی چنین جمع بندی کرد. وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکیِ با وزارت بهداری و بهزیستی سال 1357 یا مقطع انقلاب ایران:

  • ادغام آموزش پزشکی در مدیریت تامین خدمات بهداشتی
  • گسترش شبکه های بهداشتی درمانی و گسترش کمی منابع انسانی و تجهیزات
  • ساختار تشکیلاتی این وزارتخانه نسبت به قبل تفاوت ماهوی نکرده و معاونت های جدید، حاصل ادغام یا تفکیک وظایف معاونت های پیشین است. الحاق به زیستی در سال 1355 (1976 میلادی)در سال های پیش از انقلاب و تفکیک دوباره آن در سال 1359 (پس از انقلاب) از عمده ترین تغییرات در ساختار تشکیلاتی وزارت بهداشت است و سایر تغییرات موجود در عملکرد آن، به سیاستگذاری های حوزه بهداشت و درمان مربوط می شود.
  • در ساختار تشکیلاتی پیش از انقلاب، خدمات بهداشتی- درمانی در قالب 5 معاونت تامین و ارائه می شد. در سال 57 و همزمان با انقلاب، وظایف به 7 معاونت جداگانه سپرده شد و در حال حاضر 9 معاونت زیر موظف به تامین و ارائه خدمات هستند:
  1. معاونت بهداشت
  2. معاونت درمان
  3. معاونت پرستاری
  4. معاونت آموزشی
  5. معاونت پژوهش و فن آوری
  6. معاونت امور دانشجویی و فرهنگی
  7. معاونت حقوقی و امور مجلس
  8. معاونت توسعه و مدیریت منابع و
  9. معاونت طب سنتی ایرانی – اسلامی

طرح گسترش شبکه های بهداشتی درمانی در ایران

تحولات هماهنگ بین المللی با تدوین میثاق جهانی «بهداشت برای همه تا سال 2000» شروع شد. این بيانيه در سی امین مجمع جهانی بهداشت در سال 1977 (1356 شمسی) که به بيانيه آلماآتا معروف است، تصویب شد. این بیانیه، مقرر کرد که تا سال 2000 (1379 شمسی) هدف دولتها بايد دستیابی همه مردم جهان به سطحی از سلامت باشد که امکان برخورداری از یک زندگی موثر و مولد را برای آن ها فراهم آورد. در سال 1978 (1357 شمسی) نيز کنفرانس مراقبت های بهداشتی اولیه موسوم به PHC در آلماآتا تشکيل گرديد و روش دستیابی به بهداشت برای همه یا «مراقبت های بهداشتی اوليه» معرفی شد. ایران جزو امضا کنندگان قطعنامه این نشست بود. پس بدان معنی است که ایران پیش از انقلاب، به امضاکنندگان میثاق بین المللی پیوسته بود و تعهد کرده بود که از طریق اجرایی کردن مراقبتهای بهداشتی اولیه، سلامت مردم را تا سال 2000 به سطح برخورداری از زندگی سالم و مولد برساند. سرانجام، در ماه مه 1979 برابر با اردیبهشت 1358 راهکارهای اجرایی هدف جهانی «بهداشت برای همه تا سال 2000» درسی و دومين اجلاس سازمان جهانی بهداشت مورد تصويب قرار گرفت. و به این ترتیب، گرچه میثاق بین المللی «بهداشت برای همه در سال 2000» مورد توافق نمایندگان وزارت بهداری و بهزیستی پیش از انقلاب قرار گرفته و امضا شده بود، در مرحله تدوین راهکارهای اجرایی یا «مراقبت های اولیه بهداشتی» نمایندگان ایران از سوی جمهوری اسلامی اعزام شدند.

تعاریف

ﻣﺮﺍﻗﺒﺘ‌‌ﻬﺎی ﺍﻭﻟﻴﻪ ﺑﻬﺪﺍﺷﺘﯽ: ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺟﻬﺎنی ﺑﻬﺪﺍﺷﺖ ﻣﺮﺍﻗﺒﺘﻬﺎی ﺑﻬﺪﺍشتی ﺍﻭﻟﻴﻪ را ارائه هشت خدمت ضروری بهداشتی می داند ﻛﻪ ﺑﺎ ﺭﻭش های علمی و ﺑﺎ ﻫﺰﻳﻨﻪ ﺍی ﻗﺎﺑﻞ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﺑﺮﺍی یک ﺟﺎﻣﻌﻪ، ﺍﺯ ﻧﻈﺮ عملی امکان پذیر ﻭ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺍﺟﺘﻤﺎعی قابل قبول باشد. ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ این ﺧﺪﻣﺎت در ایران توسط ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎی ﺑﻬﺪﺍﺷﺖ، ﭘﺎﻳﮕﺎﻫﺎی ﺑﻬﺪﺍﺷﺖ ﺷﻬﺮی ﻭ ﻣﺮﺍﻛﺰ ﺑﻬﺪﺍشتی- ﺩﺭﻣﺎنی ﺷﻬﺮی ﻭ ﺭﻭﺳﺘﺎیی ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺭﺍﺋﻪ می شود.

هشت ﺟﺰء ﻣﺮﺍﻗﺒت های ﺍﻭﻟﻴﻪ ﺑﻬﺪﺍﺷﺘﯽ:

  1. آموزش بهداشت با توجه به دشواری هاى‌ بهداشتي موجود در جامعه و روش های پيشگيرى و مبارزه با آنها
  2. تغذيه مناسب و ارتقاء وضع تامين خوراک
  3. تامين آب كافي و سالم و به سازى‌هاى اساسي
  4. مراقبت مادر و کودک از جمله تنظيم خانواده
  5. ايمن‌سازى در برابر بيمارى هاى عفونى عمده
  6. پيشگيري و مبارزه با بيمارى هاى بومي
  7. درمان مناسب براى بيمارى ها و ﻛﻤﻜﻬﺎی ﺍﻭﻟﻴﻪ ﻭﻓﻮﺭی ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﺳﻮﺍﻧﺢ ﻭ ﺣﻮﺍﺩﺙ
  8. تدارک داروهاي اساسي

لازم به ذکر است، هر کشور بنا به شرایط منطقه ای و امکانات بومی می تواند از محدوده این خدمات فراتر رود. ایران به اصول هشت‌گانه نخستين؛ اصول دیگری هم اضافه کرده است:

  1. تامين نيروی انسانی
  2. بهداشت دهان و دندان
  3. آمادگى جهت مقابله با بلاهاى طبيعی
  4. بهداشت روانی

سیستم ارجاع

سیستم ارجاع به ساز و کاری گفته می شود که در آن بیمار در صورت نیاز به دریافت خدمات تخصصی تر، توسط سطح پایین به سطح بالاتر خدمات فرستاده می شود. نکته بسیار مهم و کارآمد در این سیستم، برقراری نظام دوجانبه اعزام و بازگشت بیمار و تبادل اطلاعات موجود درباره وضعیت سلامتی او بین سطوح مختلف است. بيمار و اطلاعات او، به محلى که از آنجا ارجاع شده بازگشت داده می شود تا مراحل نهایی پيگيرى و مراقبت، در آنجا انجام شود. اين کار استمرار و کیفیت مراقبت بیمار را تضمين و از سردرگم شدن او جلوگیری می کند. مراقبت بهداشتي به صورت جامع دربرگیرنده سه سطح ارائه خدمات است.

سطوح ارائه خدمات

  • سطح اول مراقبت یا مراقبت های اولیه بهداشتی نقطه تلاقی نظام بهداشتی کشور با افراد جامعه خانواده‌هاست. این خدمات، شامل 8 خدمت پیشگفت است و توسط مجموعه‌اى از خانه‌هاى بهداشت و مراکز بهداشتى درمانى و توسط بهورزان، و ماماهاى روستائى که دوره آموزشی مخصوص را گذرانده اند، ارائه می شود. مراقبت های ارائه شده در این سطح از اولویت نخست ارائه خدمات در ایران هستند، زیرا مورد نیاز همه مردم جامعه است و اجرای کامل آن موجب پیشگیری از بیماری ها می شوند.
  • سطح دوم یا میانی مراقبت های‌بهداشتى، شامل خدماتی است که در مرکز بهداشت شهرستان و بيمارستانهاى شهرها انجام مى‌شود.
  • سطح سوم یا سطح مراقبت های تخصصى‌که نیاز به تجهیزات پیچیده دارد، در مراکز استان ها و مؤسسات بهداشتى درمانى پیشرفته فراهم مى‌شود.

بررسی روند گسترش شبکه های بهداشتی کشور

دوره اول: 1320 تا 1357

نیاز سنجی اجرای طرح «بهداشت برای همه تا سال 2000» در ایران طی چندین دوره در دهه چهل و پنجاه شمسی انجام شد. اجرای طرح، با استناد به آمار حیاتی و شاخص های بهداشتی - آمار مرگ و میر بالای کودکان و مادران باردار، پوشش های ناکافی واکسیناسیون، مرگ و میر کودکان زیر پنج سال به دلیل بیماری های قابل پیشگیری با واکسن و دسترسی نامناسب و نابرابر به خدمات بهداشتی- درمانی و داروهای اساسی، در سال 1977 میلادی برابر با 1356 شمسی مورد تصویب سیاستگذاران قرار گرفت.

همانگونه که پیشتر گفته شد، چندین طرح های مقدماتی و آزمایشی پیش از تصویب طرح «بهداشت برای همه تا سال 2000» و با اهداف مشابه، در ایران، به صورت آزمایشی در ایران اجرا شده بود. جزییات فعالیت آن طرح ها به شرح زیر است.

  • نخستین فعالیت های پایه ای که رای حل این تنگنا اجرا شد، طرح تربیت بهدارِ مشهد در سال 1319 (1940 میلادی) بود. به دنبال آن در سال 1325 (1946 میلادی) تربیت بهدار در اصفهان و شیراز نیز آغاز به کار کرد. و ﺑﻬﺪﺍﺭﻫﺎ ﺍﺯ ﻣﻴﺎﻥ ﺩﺍﻭﻃﻠﺒﺎﻥ ﺩﺍﺭﺍی ﻣﺪﺭﻙ ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ ﺩﻳﭙﻠﻢ ﻣﺘﻮﺳﻄﻪ ﺑﺮﺍی ﺧﺪﻣﺖ ﺩﺭ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﺭﻭﺳﺘﺎیی ﻭ ﺷﻬﺮﻫﺎی ﻛﻮﭼﻚ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ می ﺷﺪﻧﺪ و پس از 4 ﺳﺎﻝ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﻧﻈﺮی ﻭ ﻋﻤﻠﻲ ﺑﻪ ﺍﺧﺬ ﮔﻮﺍﻫﻴﻨﺎﻣﻪ ﻟﻴﺴﺎﻧﺲ ﭘﺰشکی ﻧﺎﻳﻞ ﻣﻲ ﺁﻣﺪﻧﺪ. بهدارها ﻣﺘﻌﻬﺪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻛﻪ 8 سال یعنی ﺩﻭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﺪﺕ ﺗﺤﺼﻴﻞ ﭘﺲ ﺍﺯ ﭘﺎﻳﺎﻥ درس خود ﺩﺭ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﻣﺤﺮﻭﻡ و ﺭﻭﺳﺘﺎیی ﻛﺸﻮﺭ ﺧﺪﻣﺖ ﻛﻨﻨﺪ. این افراد، پس از پایان دوره 8 ساله ﺗﻌﻬﺪ ﺧﺪمت خود می ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ﭼﻬﺎﺭﻡ ﺩﺍﻧﺸﻜﺪه ﭘﺰشکی ﺷﺮﻛﺖ ﻭ ﺗﺤﺼﻴﻞ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺍﺧﺬ ﺩﺭﺟﻪ ﺩﻛﺘرا ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﻫﻨﺪ. آموزش و به کارگیری بهدارها یا روستا پزشکان در سال 1328 به نقاط بیشتری از کشور گسترش یافت.
  • ﮔﺮوﻫﻬﺎی ﺳﯿﺎر ﻣﺒﺎرزه ﺑﺎ ﺑﯿﻤﺎرﯾﻬﺎی واﮔﯿﺮ دار و واﮐﺴﯿﻨﺎﺳﯿﻮن(1334 شمسی): ﺑﻌﺪ از ﺟﻨﮓ ﺟﻬﺎﻧﯽ دوم ﻫﻤﺮاه ﺑﺎ ﺗﮑﻮﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎی ﻣﺒﺎرزه ﺑﺎ ﺑﯿﻤﺎری های واﮔﯿـﺮ در اﯾﺮان ﮔﺮوﻫﻬﺎی ﺳﯿﺎر ﻣﺒﺎرزه ﺑﺎ ﺑﯿﻤﺎری هﺎی برای ریشه کنی و کنترل بیماری های واگیر از جمله ﻣﺎﻻرﯾﺎ، آﺑﻠﻪ، ﺟﺬام و ﺳﻞ آغاز به کار کرد. تشکیل این گروه ها در قالب اصل چهار مارشال - طرح اعطای كمك های فنی آمریکا به کشورهای درحال توسعه جهان - به راه افتاد. در اﯾـﻦ ﮔﺮوﻫﻬﺎ اﻓﺮادی که دوره آﻣﻮزش رسمی دبستان یا دبیرستان را به پایان رسانده بودند (6 ﺗﺎ 12 ﺳﺎل) پس از ﮔﺬراﻧـﺪن دوره ﻫﺎی ﺧﺎص ﺑﺮای اﻧﺠﺎم وﻇﺎﯾﻒ ﻣﻌﯿﻨﯽ از جمله ﺑﯿﻤﺎر ﯾﺎﺑﯽ و واﮐﺴﯿﻨﺎﺳﯿﻮن آﻣﺎدﮔﯽ پیدا می کردند.
  • ﻃﺮﺡ ﺳﭙﺎه ﺑﻬﺪﺍﺷﺖ در سال 1343 (1964 میلادی) ﺑﺎ ﻫﻤﻜﺎﺭی ﻭﺯﺍﺭﺕ ﺑﻬﺪﺍﺭی ﻭ ﻭﺯﺍﺭﺕ ﺩﻓﺎﻉ ﺍﺟﺮﺍ ﺷﺪ. اعزام سپاهیان بهداشت یکی از اصول انقلاب سفید ایران بود و به منظور توسعه مناطق محروم و روستایی همگام با طرح سپاه دانش و سپاه ترویج و آبادانی به اجرا درآمد. ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻃﺮﺡ ﺗﻌﺪﺍﺩی ﺍﺯ ﻓﺎﺭﻍ ﺍﻟﺘﺤﺼﻴﻼﻥ ﮔﺮﻭه ﭘﺰﺷﻜﻲ ﻛﻪ ﻣﺎﺯﺍﺩ ﺑﺮ ﻧﻴﺎﺯ ﻧﻴﺮﻭﻫﺎی ﻣﺴﻠﺢ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﭘﺲ ﺍﺯ ﺳﻪ ﻣﺎه ﺁﻣﻮﺯﺵ ﻧﻈﺎﻣﻲ ﻭ ﺑﻬﺪﺍشتی، ﺩﺭ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭ ﻭﺯﺍﺭﺕ ﺑﻬﺪﺍﺭی ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩه می ﺷﺪﻧﺪ ﺗﺎ دوران ﺧﺪﻣﺖ ﻭﻇﻴﻔﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻧﻘﺎﻃﻲ ﻛﻪ ﻭﺯﺍﺭﺕ ﺑﻬﺪﺍﺭی ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﺑﮕﺬﺭﺍﻧﻨﺪ. ﮔﺮﻭه ﺍصلی ﺍﻳﻦ ﻧﻔﺮﺍﺕ ﺭﺍ ﭘﺰﺷﻜﺎﻥ ﺗﺸﻜﻴﻞ ﻣﻲ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﻛﻪ ﺑﻄﻮﺭ ﻋﻤﺪه ﺩﺭ ﻧﻘﺎﻁ ﺭﻭﺳﺘﺎیی ﺍﺳﺘﻘﺮﺍﺭ می ﻳﺎﻓﺘﻨﺪ .ﺍﻳﻦ ﭘﺰﺷﻜﺎﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺍﺯ ﺩﻳﭙﻠﻢ ﻫﺎی ﻭﻇﻴﻔﻪ پس از یک دوره آموزش ویژه، ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻛﻤﻚ ﭘﺰﺷﻚ ﻫﻤﺮﺍهی می ﻛﺮﺩﻧﺪ . ﺍﺟﺮﺍی ﺍﻳﻦ ﻃﺮﺡ ﻣﻮﻓﻘیت های ﭼﺸﻤﮕﻴﺮی ﺩﺍﺷﺖ ﻭلی در سال 1357 (1978 میلادی)و همزمان با وقوع انقلاب ایران متوقف شد.
  • ﻃﺮﺡ ﺗﺤﻘﻴﻘﺎﺗﻲ ﻧﺤﻮه ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺧﺪﻣﺎﺕ ﭘﺰﺷﻜﻲ ﻭ ﺑﻬﺪﺍﺷﺘﻲ ﺩﺭ ﺍﻳﺮﺍﻥ: این طرح از سال 1351 (1972 میلادی) ﺑﻄﻮﺭ ﻣﺸﺘﺮﻙ، ﺗﻮﺳﻂ WHO یا سازمان جهانی بهداشت، ﺩﺍﻧﺸﻜﺪه ﺑﻬﺪﺍﺷﺖ ﻭ ﻭﺯﺍﺭﺕ ﺑﻬﺪﺍﺭی ﺩﺭ ﺭﺿﺎﺋﻴﻪ (ﺍﺭﻭﻣﻴﻪ فعلی) مرکز استان ﺁﺫﺭﺑﺎﻳﺠﺎﻥ ﻏﺮﺑﻲ ﺑﻪ ﺍﺟﺮﺍ ﺩﺭ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻃﺮﺡ ﺭﺿﺎﺋﻴﻪ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﺷﺪ. ﺭﺍﻫﺒﺮﺩ ﺍﺻﻠﻲ ﺍﻳﻦ ﻃﺮﺡ، ﺗﺮﺑﻴﺖ ﻭ ﺑﻜﺎﺭﮔﻴﺮی ﻋﻮﺍﻣﻞ ﻏﻴﺮ ﭘﺰﺷﻚ ﺑﺮﺍی ﺍﺭﺍئه ﻣﺮﺍﻗﺒﺘﻬﺎی ﺍﻭﻟﻴﻪ ﺑﻬﺪﺍشتی ﺑﻮﺩ. ﻭﺍﺣﺪﻫﺎی ﺍﺭﺍئه ﻛﻨﻨﺪﻩ ﺍﻳﻦ ﺧﺪﻣﺎﺕ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﻬﺪﺍﺷﺖ نام داشت و ﻛﺎﺭﻛﻨﺎﻥ آن را ﺑﻬﻮﺭﺯان زن و ﺑﻬﺪﺍﺷﺘﻴﺎﺭان مرد تشکیل می دادند.

نقطه ضعف اصلی دو طرح نخست، نبود شبکه منسجم ارائه خدمات، فقدان تکنولوژی مناسب و بی توجهی به تدوین اهداف قابل اندازه گیری در سطح سلامت جامعه هدف بود. این نقایص در طرح رضائیه برطرف شد و سپس در سال 1356، وزارت بهداری، طرح رضاییه را به عنوان الگوی مناسب گسترش خدمات بهداشتی پذیرفت و مقدمان اجرای گسترده تر این طرح را در هشتگرد کرج پیاده کرد. ﻳﻚ ﺳﺎﻝ ﺑﻌﺪ ﺑﺎ ﺷﺮﻭﻉ ﺍﻧﻘﻼﺏ، ﮔﺴﺘﺮﺵ ﻃﺮﺡ ﻣﺘﻮﻗﻒ ﺷﺪ.

اما نهایتا ﺩﺭ فاصله سال های 1358 تا 1364 (1985-1979 میلادی) ﻧﻈﺎﻡ ارائه ﺧﺪﻣﺎﺕ ﺑﻬﺪﺍشتی- ﺩﺭﻣﺎنی ﺩﺭ ﺭﺍﺳﺘﺎی ﺗﻔﻜﺮ و تعریف ارائه شده توسط سازمان جهانی بهداشت- مندرج در اعلامیه جهانی آلماآتا - استراتژی راهبردی و راهکارهای موسوم به ﻣﺮﺍﻗﺒﺘﻬﺎی ﺍﻭﻟﻴﻪ ﺑﻬﺪﺍشتی را سرلوحه عمل وزارت بهداشت ایران قرار داد. این تغییر در 4 مرحله زیر و بر اساس الگوی رضاییه اجرا ﺷﺪ.

  1. نیاز سنجی و تحلیل وضعیت و امکانات موجود انجام شد. (1358- 1360)(1979 -1981 میلادی)
  2. شرح تفصیلی ضوابط و وظایف نظام ﻣﺮﺍﻗﺒﺘﻬﺎی ﺍﻭﻟﻴﻪ ﺑﻬﺪﺍشتی به تفکیک خدمات 8گانه تهیه و اﺳﺘﺎﻧﺪاردﻫﺎی مربوط به هر خدمت تدوین شد. (1360-1362) (1981-1983 میلادی)
  3. در این مرحله، ﮐﺎرﮐﻨﺎن ﺑﺎ ﺳﺎﺑﻘﻪ شهرﺳﺘﺎﻧﻬﺎ و کسانی را که در طرح های آزمایشی پیشگفت کار کرده بودند، ﺑـﻪ ﻣﻨﻈـﻮر دﺳـﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑـﻪ آﺧﺮﯾﻦ اﻃﻼﻋﺎت ﻣﻨﻄﺒﻖ ﺑﺎ وﺿﻌﯿﺘﻬﺎی ﻣﺤﻠﯽ ﻓﺮاﺧﻮانده ﺷﺪﻧﺪ. این افراد در کارگروه های مختلف دسته بندی شده و پس از مذاکرات طولانی و تأمین نظر عمومی، طرح ساخت، تجهیز و راه اندازی 1800 ﺧﺎﻧـﻪ ﺑﻬﺪاﺷﺖ، تا پایان سال 1364 و با الگوی مصوب آلماآتا در اوﻟﻮﯾﺖ قرار گرفت. کارگروه های فوق، اوﻟﻮﯾﺘﻬﺎی ﺑﻌﺪی نظام ﻣﺮﺍﻗﺒﺘﻬﺎی ﺍﻭﻟﻴﻪ ﺑﻬﺪﺍشتی را برقراری اجزاء سیستم ارجاع یا واحدهای مورد نیاز پشتیبانی خانه های بهداشت تعیین کردند. اجزاء سیستم ارجاع - ﻣﺮاﮐﺰ ﺑﻬﺪاﺷـﺘﯽ درﻣـﺎﻧﯽ روﺳـﺘﺎﯾﯽ و ﺷﻬﺮی، ﻣﺮﮐﺰ ﺑﻬﺪاﺷﺖ ﺷﻬﺮﺳﺘﺎن و اﺳﺘﺎن - و در برگیرنده کلیه واحدهای ارائه خدمات از جمله کلینیک ها، پاراکلینیک ها، بیمارستان های عمومی، بیمارستانهای تخصصی و فوق تخصصی است. (1362- 1363)(1983 - 1984 میلادی)
  4. طی این دوره که یکسال به طول انجامید، ساختار ﻣﻄﻠﻮب ﻧﻈـﺎم ﺑﻬﺪاﺷـﺘﯽ کشور با تکیه بر سه اوﻟﻮﯾﺖ ﺳﺎزﻣﺎﻧﺪﻫﯽ شد. (1363-1364) (1984-1985 میلادی)
  • اولویت ﭘﯿﺸﮕﯿﺮی ﺑﺮدرﻣان
  • اولویت درﻣﺎن ﺳﺮﭘﺎﯾﯽ ﺑﻪ درمان بستری
  • اولویت مناطق محروم و روﺳﺘﺎﯾﯽ ﺑﻪ شهرها و مناطق مرفه

خانه بهداشت: کوچک ‌ترین واحد بهداشتی درمانی شبکه‌های بهداشتی درمانی است که در روستاهای کشور وجود دارد. جمعیت تحت پوشش هر خانه بهداشت حداکثر 1500 نفر است و در هر یک از خانه بهداشت دو بهورز (زن و مرد) کار می‌کنند. وظیفه بهورزان ارائه خدمات بهداشتی درمانی به جمعیت تحت پوشش است. هر چند خانه بهداشت، تحت پوشش یک مرکز بهداشتی درمانی فعالیت می‌کنند.

تعداد خانه های بهداشت در شروع برنامه 1800 واحد بود که به تدریج تا سال 1364 (1985 میلادی) در روستاهای کشور آغاز به کار کرد. با تصویب طرح گسترش شبکه های بهداشتی- درمانی در همان سال و اجرای مستمر آن، در حال حاضر، تعداد خانه های بهداشت بالغ بر 17000 باب در سراسر کشور است

سازمان جهانی بهداشت؛ در گزارش سال 2003 ( 1382 شمسی) خود، افزایش طول عمر، توسعه بهداشت و کاهش مرگ و میر کودکان و مادران، کنترل و حذف بیماری های واگیر و اجرای برنامه های بهبود تغذیه در ایران را حاصل اجرای موفقیت طرح مراقبت های اولیه بهداشتی دانست. برخی از دستاوردهای مهم نظام مراقبت های بهداشتی اولیه در ایران، موفق به دریافت لوح های بین المللی شده است به شرح زیر هستند.

  • برنامه تنظیم خانواده و کنترل جمعیت: تعداد مرگ و میر کودکان از 111 نفر در 1000 به 26 نفر کاهش یافته و امید به زندگی از 58 به 72 سال افزایش یافته است. این شاخص نشان‌دهنده میزان تحول در نظام سلامت و افزایش میزان خدمات درمان، بهداشت و پیشگیری است.
  • تولید و توزیع نمک ید دار در کشور: برنامه تولید نمک یددار از سال 1368(1989 میلادی) شروع و با استمرار آن، شیوع گواتر 23 تا 40 درصد کاهش یافت. به همین دلیل سازمان جهانی بهداشت ایران را به عنوان مرکز آموزشی کشورهای منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، در زمینه برنامه های پیشگیری و کنترل اختلالات ناشی از کمبود ید انتخاب نمود.
  • در حال حاضر نیز به عنوان یکی دیگر از طرح های مهم در بهبود تغذیه جامعه، طرح توزیع قرص آهن یا «آهن یاری» جهت ارتقای سلامت دختران دانش آموز دبیرستانی در دست اجراست که نتایج نهایی آن در سال 1395 (2016 میلادی) محاسبه و اعلام خواهد شد.
  • اجرای موفق طرح گسترش ایمن سازی در کشور و دست یابی به استانداردهای جهانی: با اجرای این طرح، پوشش سراسری واکسیناسیون در ایران از 36 درصد، در سال 1363 (1984 میلادی) به 95 درصد در سال 1393 (2014 میلادی)رسیده و موفقیت قابل توجهی محسوب می شود.
  • اجرای طرح حذف سرخک و سرخجه مادرزادی از طریق واکسینه کردن 33 میلیون نفر در سال 1382 (2003 میلادی)
  • دریافت لوح ریشه کنی فلج اطفال در سال 1380 برابر با 2001 میلادی از سوی سازمان جهانی بهداشت: اجرای این طرح در سال 1362 آغاز شد و امسال چهاردهمین سال متوالی است که هیچ موردی از ابتلا به فلج اطفال در ایران مشاهده نشده است. در حالی که در دو کشور همسایه همچنان این بیماری وجود دارد.
  • کنترل و کاهش میزان بیماری سل از طریق طرح مشاهده مستقیم و پی گیری خانه به خانه بیماران

نتیجه‌گیری

نگاهی به تاریخچه اجمالی راﻫﻜﺎرﻫﺎی ﺑﻜﺎر ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪه در ﺟﻬﺖ اراﺋﻪ ﺧﺪﻣﺎت ﻋﺎدﻻﻧﻪ و ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﻬﺪاﺷﺖ و درﻣﺎن در ایران نشان می دهد، دولت های بر سر کار در هر دو بازه زمانی مورد بررسی، تلاش مداوم و مستمری را در جهت بهبود ارائه خدمات بهداشتی، درمانی و رفاهی انجام داده اند. این بررسی با استناد به آمار و شاخص‌های بهداشتی نتیجه می گیرد، در بازه زمانی دوم بررسی (1357-1393) (1978-2014 میلادی)، پای بندی به مفاد مندرج در میثاق جهانی آلماآتا و اولویت بخشی سیاسی و اجرایی، به حوزه بهداشت بر درمان، موجب بهبود کیفی و گسترش کمی ارائه خدمات بهداشتی- درمانی در ایران و موفقیت چشمگیر ایران در کاهش مرگ و میر و ارتقای سلامت مردم شده است.

دلایل موفقیت نظام بهداشتی در سال های پس از انقلاب (دوره دوم بررسی 1357-1393) (1978-2014 میلادی)را می توان به شرح زیر خلاصه کرد:

  • در این دوره (1357-1393)، مقام ها و کارشناسان بهداشتی با تکیه بر ﺗﺠﺎرب خود از اجرای طرحهای آزمایشی پیشین(1319-1356)، موفق به پایه ریزی ﻧﻈﺎﻣﯽ ﮔﺴﺘﺮده و ﭘﻮﯾﺎ ﺑﺮای اراﺋﻪ ﺧﺪﻣﺎت ﺑﻬﺪاﺷﺘﯽ درﻣﺎﻧﯽ در ﺳﺮاﺳﺮ ﮐﺸﻮر شدند. ﻧﻈﺎمی که با استقرار ﺷﺒﮑﻪ ﻫﺎی ﺑﻬﺪاﺷﺘﯽ و گسترش آن تا ابتدایی ترین سطوح جامعه توانست بر بوروکراسی و پیچیدگی ﻋﻤﻠﻴﺎت اﺟﺮایی فائق شود.
  • محدود کردن وجود لایه های تصمیم گیری در نظام شبکه، این موفقیت از طریق سطح بندی سه گانه خدمات، ارائه خدمات توسط کارکنان بومی و سیستم ارجاع تامین شد. برقراری سیستم ارجاع در نظام شبکه، اﻣﻜﺎن جابجایی اطلاعات و گردش کار، انتقال سریع بیمار، تامین منابع مورد نیاز را فراهم کرده است. این سیستم با ﻧﻈﺎرت و ارزﻳﺎبی دﻗﻴﻖ هدف های بهداشتی تعیین شده و میزان دست یابی به آن ها می تواند، در صورت نیاز، میسر رسیدن به هدف را تغییر داده یا تصحیح کند.

سازمان جهانی بهداشت، در سال‌های اخیر، الگوی استقرار نظام بهداشتی درمانی ایران را الگوی مناسب منطقه ای اعلام کرد. نقطه قوت و هسته مرکزی الگوی ایران؛ اولویت های سه گانه بهداشت بر درمان، خدمات سرپایی بر خدمات تخصصی و اولویت روستا و مناطق محروم بر شهرهای بزرگ- است. مجموعه این سیاست ها موفق شده است، خدمات بهداشتی را با کیفیت بهتر، قیمت ارزانتر و تکنولوژی مناسب تر در اختیار جامعه بزرگتری قرار دهد.

[1^]: دانشنامه ایرانیکا، زیر مدخل بهداری. [2^]: قوانین و احکام ایران، سال 1375، صفحه 13. [3^]: ابراهیم سعادت، تاریخ پیشرفت های پزشکی کمیته بین المللی صلیب سرخ، 1377 . [4^]: بنا به تعریف، هدف اصلی نظام سلامت در ایران؛ ﺗﺎﻣﻴﻦ، ﺣﻔﻆ و ارﺗﻘﺎء سلاﻣﺖ جامعه ایرانی از طریق ارائه خدمات بهداشتی اولیه، بهبود بخشی مداوم کیفیت زندگی، پیشگیری از بیماری ها، درمان بیماران و بازتوانی افراد کم توان جامعه است. بنا بر تعریف سازمان بهداشت جهانی، که مورد پذیرش مقام های بهداشتی ایران نیز هست. سلامت یا تندرستی تنها فقدان بیماری یا نواقص جسمی نیست بلکه به مفهوم رفاه کامل جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی افراد جامعه است. اهداف فرعی این نظام، افزایش امید به زندگی، کاهش سهم پرداخت شده از سوی مردم در تامین هزینه های سلامت، و رفع نابرابری های بهداشتی بین گروه های مختلف اقتصادی-اجتماعی است. با توجه به گستردگی مفهوم سلامت در تعریف سازمان جهانی بهداشت و برای دست یابی هرچه جامع تر به وجوه مختلف آن، برنامه ریزان کشورها، نیازمند در نظر گرفتن کلیه متغیرهای مؤثر بر سلامتی هستند. این متغیرها شامل؛ متغیرهای زیستی، روانی، معنوی و اجتماعی است. سازمان جهانی بهداشت تاکید می کند؛ دست یابی به چنین ابعاد گسترده ای نیازمند تلاش گروهی، مشارکت مردم و همکاری بین بخشی میان سازمان های مختلف و سامان دهی منابع جامعه است.

لازم به ذکر است؛ تغییر نگرش جهانی به مقوله سلامت، در بازه زمانی مورد بررسی در این مقاله اتفاق افتاده است. همگام با این تغییر؛ تمرکز ِ ارائه خدمات بهداشتی- درمانی در ایران، در همه حوزه های سیاست گذاری، برنامه ریزی و اجرا، از اولویت خدمات درمانی به مراقبت های بهداشتی اولیه و پیشگیری از بیماری ها تغییر کرده است. به همین دلیل نگارنده این مقاله، نظام ارائه خدمات بهداشتی- درمانی و طرح گسترش شبکه های بهداشتی شهر و روستا در ایران را جداگانه مورد بررسی قرار می دهد. نظام شبکه های بهداشتی شهری و روستایی در ایران، نخستین نقطه تماس جامعه با فراهم کنندگان خدمات بهداشتی است. طراحی مشبک این سیستم، امکان ارجاع بیماران و افراد نیازمند به مراقبت های بیشتر را به سطوح تخصصی ارائه خدمات میسر می کند.

این تغییر به شکل رسمی در سال 1977 میلادی برابر با 1356 شمسی آغاز شد و استقرار و اجرایی شدن آن تا سال 1985 برابر با 1364 شمسی طول کشید و در برگیرنده هر دو مقطع مورد نظر ما یعنی دوره پیش و پس از انقلاب ایران است. پیش از سال 1356 نیز چندین طرح آزمایشی به منظور گسترش شبکه های بهداشتی در ایران اجرا شده بود که به منظور جامعیت بررسی، شرح مختصری از از آن طرح ها نیز، در مقاله ارائه خواهد شد. طرح های آزمایشی در یک دوره زمانی تقریبا 40 ساله و از 1319 تا 1356 به مورد آزمون گذاشته شدند. [5^]: باقر عاقلی، روزشمار تاریخ ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامی، تهران 1370. [6^]: قوانین و احکام ایران، سال 1337. [7^]: قوانین و احکام ایران، سال 1344. [8^]: مدیریت درمان- دفتر آمار و فناوری اطلاعات.

Farsi Resources

  • قوانین و احکام، مجموعه قوانین سال 1324، مجموعه قوانین سال 1337، مجموعه قوانین سال 1344
  • باقر عاقلی، روزشمار تاریخ ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامی، تهران 1369ـ1370
  • فریدون عزیزی، سیر آموزش پزشکی در ایران: ارتقای کمّی و کیفی آموزشی پزشکی کشور
  • وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی. انتشارات اداره فرهنگی، حقوقی و مجلس سال 1375
  • وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی . دفتر تشکیلات و بهبود روش ها. گروه تحقیق و توسعه، تحلیل وضعیت موجود در برنامه سوم، تهران 1377؛
  • ابراهیم سعادت، تاریخ پیشرفت های پزشکی کمیته بین المللی صلیب سرخ- وبسایت فارسی ICRC https://www.icrc.org/eng/home/languages/persian/index.jsp
  • سلامت از نگاه ملی- عملکرد وزرای بهداشت در دهه اول پس از انقلاب http://danakhabar.com/fa/news/116286
  • بررسی جامع عملکرد وزرای بهداشت در طول سال های 58 تا 68 http://salamatnews.blogsky.com/1390/11/15/post-78
  • مدیریت درمان- دفتر آمار و فنآوری اطلاعات http://medcare.behdasht.gov.ir/index.aspx?fkeyid=&siteid=312&pageid=54214
  • شاخص های آماری سلامت در ایران http://whoiran.org/Country_Profile_Iran_FA.htm
  • دایره المعارف اسلامی http://www.encyclopaediaislamica.com/madkhal2.php?sid=2230

English Resources

  1. Shahabi M, Tofighi S, Maleki M, Delpasand M, Nafisi A. The nurse and specialist physicians’ manpower distribution by population and its relationship with the number of beds at public hospitals in Iran’s: 2001–2006. Health Management Journal. 2010;13(41):7–14.
  2. World Health Organization. The World Health Report 2003: Shaping the Future. Geneva: 2003. pp. 100–113.
  3. Khorami F. Universal Health Care Service Minimum Supply in Iran; The Collection of Papers Presented at Health Economic Congress Evaluation of Iran; Tehran: Social Security Research Institute; 2002. pp. 165–172.
  4. Iran’s Ministry of Health and Medical Education. Human resource’s databank 2011
  5. Alkam B, Atakan C, Sahin A. Measuring Inequalities in the Distribution of Health Worker By Bi-plot approach: The Case of Turkey. Journal of Economics and Behavioral Studies. 2011;2(2):57–66
  6. Equality in Distribution of Human Resources: the Case of Iran’s Ministry of Health and Medical Education at: http://www.ncbi.nlm.nih.gov/pmc/articles/PMC3712591/
  7. The Central Intelligence Agency- The World Fact Book 2009 https://www.cia.gov/library/publications/the-world-factbook/geos/ir.html

Related Content