گر ز حال دل خبر داری بگو

یادداشتی دربارهٔ عدالت فرهنگی، دیگری‌سازی و حذفِ یک فصل مهم از تاریخ رسانه در ایران

در تاریخ معاصر ایران، فصل‌هایی وجود دارد که نه با فریاد، بلکه با سکوت حذف شده‌اند. این حذف یا به دلیل فشار سیاسی بوده، یا به دلیل دیگری‌سازی، یا همان چیزی که در مقالهٔ «از عدالت الهی تا حقوق بشر» از آن به‌عنوان بی‌عدالتی خزندهٔ حافظه یاد شده است؛ بی‌عدالتی‌ای که نه در زندان و اعدام یا خشونت آشکار، بلکه در پاک‌ کردن روایت‌ها، حذف نام‌ها و گرفتن حس زندگی،‌ شادی و امید از جامعه رخ داده است.

یکی از نمونه‌های روشن این حذف آرام و درازمدت، سرگذشت و نقش نخستین تلویزیون ایران، نخستین تجربهٔ دیداری موسیقی ایرانی و هنرمندانی همچون رشید مستقیم است.

نخستین تصویر موسیقی ایرانی در تلویزیون

تلویزیون ثابت‌ در سال ۱۳۳۷ به‌عنوان نخستین تلویزیون خاورمیانه آغاز به کار کرد. در همین دوره، برنامهٔ «بزم سخن» از ۱۳۳۸ تا ۱۳۴۲ بیش از ۲۰۰ برنامهٔ زنده پخش کرد. برنامه‌ای که شاعران و شعر را معرفی می‌کرد و سپس رشید مستقیم آن شعر را با اجرای زنده به تصویر بدل می‌کرد.

رشید مستقیم نخستین خواننده‌ای بود که در قاب تلویزیون ایران ظاهر شد. او با صدا، حضور و اجرای منحصر به فردش موسیقی ایرانی را برای نخستین‌بار نه‌فقط شنیدنی، بلکه دیدنی کرد.

در کنار او بسیاری از دوستان و همکاران هنرمندش فعالیت داشتند: داریوش صبور، فروهر رسته، حسن ناهید، فخرالدین حکیمی، تقی سروش، کیومرث حقیقی، مهدی تکستانی، محمد موسوی، مختار محمدی، ناصر مظهری و بسیاری دیگر که در بیش از ۲۰۰ برنامهٔ زنده در شکل‌گیری این دوران نقش داشتند.

«این نخستین بار بود که مردم اجرای موسیقی ایرانی را می‌دیدند.» — کامبیز محمودی
«رشید تئاتر و موسیقی را با هم به تلویزیون برد.» — نصرت کریمی

اهمیت تجربهٔ دیداری: از گرامافون تا تلویزیون

پیش از آنکه تصویر از طریق تلویزیون وارد خانه‌های مردم شود، موسیقی ایرانی مسیر طولانی‌ای را پیموده بود: گرامافون برای نخستین‌بار امکان ضبط و تکرار صدا را فراهم کرد، رادیو آن را به تجربه‌ای ملی و جمعی بدل ساخت، اما این تلویزیون بود که موسیقی را از یک تجربهٔ صرفاً شنیداری به تجربه‌ای احساسی، دیداری و مشترک تبدیل کرد.

بزم سخن در قلب همین تحول ایستاده بود: لحظه‌ای که موسیقی ایرانی برای نخستین‌بار چهره یافت، بدن یافت، ژست و حرکت یافت و رشید مستقیم، موسیقی را به جلوه و بیانی تازه رساند. به همین دلیل حذف این بخش از تاریخ، حذف یک لحظهٔ کلیدی از تحول رسانه‌ای و فرهنگی ایران است.

چرا این فصل مهم از تاریخ حذف شد؟

۱) نبود و از بین رفتن آرشیو

در سال‌های آغاز تلویزیون امکان ضبط وجود نداشت و برنامه‌ها زنده پخش می‌شدند. نوارهای مغناطیسی چندین‌بار پاک و دوباره استفاده می‌شد. بخش‌های زیادی از بایگانی نیز در انتقال از تلویزیون ثابت به تلویزیون ملی از بین رفت.

۲) دیگری‌سازی و حذف هویتی

در مقالهٔ «دیگری‌سازی و تعلق در ایران معاصر» توضیح داده شده که چگونه گروهی، به‌خاطر باور یا هویت‌شان از روایت رسمی کنار گذاشته می‌شوند. رشید مستقیم و بنیان‌گذار تلویزیون ثابت، حبیب‌الله ثابت، هر دو به آیین بهایی باور داشتند و (شاید هم) به همین دلیل سال‌ها از حافظهٔ «رسمی» حذف شدند.

پس از انقلاب، بسیاری از نویسندگان و هنرمندان هم‌دوره برای پرهیز از پیامدهای امنیتی یا اجتماعی، در خاطرات خود یا نامی از آن دوران نبردند یا با اشاره‌ای گذرا از آن یاد کردند تا بتوانند آثار و خاطراتشان را منتشر و یا به کار حرفه‌ای خود با دردسر کمتر ادامه دهند. این سکوت، حذف و روایت رسمی حکومتی را کامل‌تر کرد.

این فرایند، نمونهٔ روشن بی‌عدالتی فرهنگی است؛ حذفی بی‌صدا که به‌تدریج حافظهٔ یک ملت را تغییر می‌دهد. بخش مهمی از این خاموشی تاریخی ناشی از آن است که به‌دلایل مختلف از نبود بایگانی منسجم در سال‌های آغازین تلویزیون، تا بی‌توجهی نهادی به آرشیوهای موجود، و سپس ترویج روایت‌های رسمی و دستکاری‌شده توسط حاکمیت،‌ نسل‌های بعدی حتی از امکان دسترسی به منابع لازم برای بازگویی وقایع و حقایق محروم مانده‌اند. بسیاری از نوارها پاک شده یا در انتقال از میان رفته‌اند، و آنچه باقی مانده نیز یا پراکنده است یا در دسترس عمومی قرار نگرفته. همین کمبود منابع، همراه با کنترل و فشار روایت‌های رسمی، باعث شده پژوهشگران جوان‌تر عملاً با «حفره‌های حافظه» روبه‌رو شوند و نتوانند تصویر کاملی از تاریخ فرهنگی و هنری ایران ارائه کنند.

بازسازی حافظه: از سیاست تا فرهنگ

در سال‌های اخیر، با تلاش دلسوزان در داخل و خارج و با همت رسانه‌های دیاسپورا و شبکه‌های اجتماعی، بخش‌هایی از حافظهٔ سیاسی ما دوباره زنده شده است؛ رخدادها و نام‌هایی که سال‌ها سانسور شده بودند. اما حافظهٔ اجتماعی و هنری همچنان زخمی و ناقص است.

بسیاری از چهره‌ها، نهادها و لحظه‌های مهم فرهنگی از ادبیات،‌ موسیقی، تئاتر و سینما هنوز از روایت رسمی غایب‌اند. احیای این حافظه، ادامهٔ همان راه عدالت فرهنگی است: اینکه تاریخ یک ملت را نه فقط از مسیر سیاست، بلکه از زبان هنر، موسیقی، زیبایی‌شناسی، احساس و تجربهٔ زیستهٔ مردم نیز بازسازی کنیم.

شبی با رشید مستقیم در ۹۳ سالگی

شبی با رشید مستقیم که در ژانویهٔ ۲۰۲۵ در یکی از مراکز فرهنگی ایرانیان منطقه واشنگتن (پارس پِلیس) انجام شد، یادآور بخشی از ایران است که سال‌ها از حافظهٔ رسمی محو شده بود. این گفتگو بر درهم‌تنیدگی نقش فرد، نهادها و تحولات جامعه در بستر زمان و مکان تأکید دارد.

عدالت فرهنگی از همین‌جا آغاز می‌شود: شنیدن دوبارهٔ صداهایی که خاموش مانده‌اند، و بازگرداندن فصل‌هایی از تاریخ که نباید از یاد بروند.

🔗 لینک گفت‌وگو:

+ posts

Vafa Mostaghim is a strategic communication expert with over two decades of experience navigating narrative environments, cross-border media, and information ecosystems. He is the Founder and Executive Director of Iran 1400 Inc. and serves as President and CEO of PersuMedia, where he applies strategic communication to complex challenges in open-source intelligence. He was educated in advertising and marketing communications, with advanced studies in strategic communication.

Related Posts

Subscribe to our Strategic Communications newsletter

Become a Contributor

Iran 1400 Project
Privacy Overview

This website uses cookies so that we can provide you with the best user experience possible. Cookie information is stored in your browser and performs functions such as recognising you when you return to our website and helping our team to understand which sections of the website you find most interesting and useful.